سالی که گذشت پر از لحظه های خوبی بود که تا به حال تکرار نشده بود
لحظه هایی که فقط یک بار تو زندگی آدم اتفاق می افته
حالا من اینجام
یک ساله دیگم گذشت
می دونی امسال دلم چی می خواد ، یه عالمه از همون روازی خوب
سال پیش برام سالی بود که از بهترین و بدترین روزها و ساعات تا به حال تو عمرم داشتم
نفس تازه – روازی تازه – حرف های تازه
سالی پر از روزای تازه و بانشاط برای همه آرزو می کنم
+ نوشته شده در
Sat 4 Apr 2009ساعت 20:42  توسط ملیسا
|

این چند ماهی که گذشت و اینجا رو به روز نکردم
قفل بودم
نمی دونم کجا بودم و چیکار می کردم
ولی حالا انگاری یک لحظه است که بیدار شدم
یک لحظه معمولی که منتظرش بودم .
از خوده خودم می ترسم که اینکه دوباره خوابم ببره ...
PhotoBy:FableofJoy
+ نوشته شده در
Wed 25 Feb 2009ساعت 20:49  توسط ملیسا
|
وقتی این افکار پوسیده روحم را چنگ می زند
چیزی جز واژه گم شدن به خاطرم نمی آید
+ نوشته شده در
Thu 23 Oct 2008ساعت 21:38  توسط ملیسا
|
خیلی وقتِ دلم می خواد بیام اینجا و چیزی بنویسم
اما دیگه مثل قدیما نمی تونم
همانطور که قبلا حسِ طراحی رو از دست دادم
داره همین بلا هم سره نوشتن میاد
بیشتر از اون چیزی که فکر شو بکنی غصه دارم
دیگه نه شوق پرواز و دارم نه شوق موندن
دوستم بهم میگه تو نمی تونی با خودت کنار بیای
آره با خودم زیاد درگیرم
شما شاید یه آدمی رو ببینید که ساکت و بعضی موقع هام شارژه
ولی امان از درون آدمی امان !!
از این که هی نا امید میشی بعد دوباره امیدوار میشی
خسته شدم ، حتی این چیزام دیگه تکراری شده
گفتن کلمه تکرار ، تکراری شده
بعضی اوقات آنقدر خوشحالی که نمی دونی چجوری خوشحالیتو بین دقایق تقسیم کنی
آنقدر اون روزا کوتاه بودن که من به واقعی بودنشون شک دارم
اون روزا فقط رویا بود رویا ...
این که به خوام به این فکر کنم چجوری دوباره خودم و امیدوار کنم حالم بهم می خوره
هیچ چیز از این بدن خسته باقی نمونده جز یک نگاه خالی
نه رمقی دارم نه ....
هیچ چیز دلچسب نیست
+ نوشته شده در
Wed 24 Sep 2008ساعت 22:11  توسط ملیسا
|

از مدت ها پیش منتظر این لحظه بود
پرواز کردن را خیلی دوست داشت
ولی وقتی موقع پرواز کردن رسید نمی دونست چجوری پرواز کنه!
سقوط کرد .
-------------------
از مدت ها پیش منتظر این لحظه بود
پرواز کردن را خیلی دوست داشت
ولی وقتی موقع پرواز کردن رسید نمی دونست چجوری پرواز کنه!
از سقوط می ترسید
به این فکر کرد که حالا پرواز کردن و یاد بگیره
و سرانجام پرواز کرد ...
+ نوشته شده در
Sun 17 Aug 2008ساعت 20:48  توسط ملیسا
|