تبليغاتX
||| --- Restless Oblivion --- |||

 

 

 

 

تنها متولد شدن

تنها زیستن

تنها گریستن

تنها خندیدن

تنها مردن

و

همدم و همزبان من در لحظه های تنهایی فردی به نام هیچکس خواهد بود

که با سکوتش به من آرامش می دهد

من در تنهایی خود تنها نیستم زیرا اشک و بیقراری همیشه با من اند

تنها سکوت بی پایان هست که مرا در خود فرو می برد سکوتی که همراه من است برایم با ارزش خواهد بود چون سکوت  تنها یادگاری است که از تنهایی دارم

 

ياد من باشد تنها هستم.
ماه بالاي سر تنهايي است.
نوشته شده توسط ملیسا در ساعت 15:16 | لینک  | 

 

 

می دونی خیلی سخت_ که بخوای در حین این که ناراحتی خودتو به

بی خیالی بزنی ، به اون چیزی که عذابت میده فکر نکنی

می دونی الآن خوشحالم ؛ کم کم داریم به پاییز نزدیک میشم

می دونم بالاخره یک کسی پیدا میشه تا با منم گریه کنه

گر چه این دلم خیلی وقته خزون به سراغش اومده

ولی وقتی پاییز میشه ، وقتی آسمون ابری ، وقتی هوا گرفته است

یاده خودم می افتم که دیگه تنها نیستم

می دونم وقتی پاییز بشه کسی هست که همدم گریه هام بشه

کسی هست که اونم مثل من دلگیر باشه

آخه بارون پس کی میای ؟؟

نوشته شده توسط ملیسا در ساعت 20:1 | لینک  |