
Hate, anger, frustration,
How does one survive?
Confusion, distraught, depression.
Why even be alive?
Screaming, running, sobbing,
Everyone is swarming.
Yelling, crying, dying.
Does someone really care?
I sit alone now, all by
Myself with no one else.
They've all left again for good,
And I am once again alone.
I only have friends when
They need a place to hide.
Does that make them love me?
"My basement's always open. . ."
I sit alone again and cry,
For the friends I wish I had,
But will never see.
All I get are words, in threes.
They speak to me softly,
Worry in their faces.
Do they care? Or is
Their worry worthless?
It hurts at the end,
As we all know, but
After that we don't
Know how to go.
Dante once said that sinners go
Where it is dark and dank,
And in the hot below,
Down where Hades rules.
But do we know
Where people go
After their loneliness
Has got to them.
Why stay here where it's sad,
When you can live happy,
No longer alone,
No longer afraid.
زنده، اينگونه به غم
خفتهام در تابوت.
حرفها دارم در دل
ميگزم لب بهسکوت.

وقتی میخوای زندگی کنی
ولی سهم_ تو از زندگی هیچی نمی بینی
درست وقتی داری تلاش می کنی از جات بلند شی
درست وقتی همه چیز رو خوب می بینی
با خوندن او متن
بدن_ خستم که هنوز آثار_ زخم_ تو روش مونده
از کف_ سرم تا نوک انگشتای پام سرمای عجیبی تمام بدنمو پر می کنه
قلبم از شدت تند زدن نزدیک بود بایسته
نفسم بالا نمی اومد
دستم شروع به لرزیدن کرد
چشمامو بستم دیگه هیچ چیز نفهمیدم
دوباره همه جارو سیاه و سفید می بینم
دوباره این غم می خواد تو تنهاییم رخنه کنه
فقط فریاد فریادی پر از سکوت

صدای هق هق دخترکی هنوز از درون تنهایش می آید
تا کی باید شنید این بغض مبهم را
تا کجا به دوش خواهد کشید این سکوت تلخ را
بشکن این سکوت را بشـــــکن
تا غم همسفر تو نباشد در این جاده تنهایــی
Happiness is not in having or being—it is in the doing
بعد از این همه تلاشی که کردم نخواستم این حرفم ناگفته بمونه ...
حرفهایی که درباره شاد زیستن بهش رسیدم ...
شادی جایی نیست جز درون آدمیزاد ...
توی خوده خودت ...
من سعی کردم شادی رو در اطرافم پیدا کنم ...
یا اینکه وابسته به دیگران می دونستم ...
و من این شادی رو در درون خودم پیدا کردم ...
همیشه آدمیزاد خودش انتخاب میکنه که شاد باشه یا ناراحت ...
البته بگم اگه بذاریم عوامل محیطی رومون تاثیر گذار باشه ...
بر می گردی سره خونه اول در عرض یک نانو ثانیه ...

نمیگم خیلی شادم ...
نمیگم غم ندارم...
نمیگم تنها نیستم ...
ولی اگرم باشم میخوام ماسکی از شادی بزنم تا کسی این چهره غمگینو نبینه
آهـــــــای دوست من !
منو با این ماسک میشناسی ؟؟

