
چه است آن کلمه
پریشان-
پریشان برای-
برای-
چه است آن کلمه-
پریشان از این-
از این همه
پریشان از همهی این همه-
به شرط این که-
پریشان به شرط این که-
پریشان به شرط این همه-
دیدن
پریشان ِ دیدن این همه-
این
چه است آن کلمه-
این این-
این این این جا
پریشان به شرط این همه-
دیدن
پریشان ِ دیدن همهی این این این جا
برای
چه است آن کلمه-
نظر-
یک آن
گمان یک آن
نیاز به گمان کردن یک آن
چه-
چه است آن کلمه-
کجا
پریشان ِ نیاز به گمان کردن یک آن
کجا-
چه است آن کلمه
آن جا-
در آن جا-
خیلی دور در آن جا-
در دوردست-
خیلی دور در دوردست-
مبهم
خیلی دور در دوردست مبهم چه
دیدن ِ این همه
این همه همه این جا
پریشان دیدن چه
یک آن
گمان یک آن
نیاز به گمان کردن یک آن
خیلی دور در دوردست مبهم چه
پریشان ِ نیاز به گمان کردن یک آن
خیلی دور مبهم چه-
چه-
چه است آن کلمه-
چه است آن کلمه-
از ساموئل بکت

کم و بیش
همه غریبهایم
آنهایی که من
بیشتر دوستشان دارم
غریبهتریناند
غریبهها
از من که با خویش غریبهام
غریبهتر نیستند
و عشق
همیشه سنگی است غریبه
که باقی میماند
